|
|
|
|
|
تکثیر می شوم
در تو یا روی لبانت ویک هزار بوسه که زیر چاپ است هوا قرمز تر شد تو روی کاناپه خمیازه هایت را شماره می کنی *** اضافه می شوم به تردید هزاران خیابان که هنوز شلوغ است تو دراز می کشی و روزنامه ی عصر در دستت *** دوباره منجر شدی به تمام بن بست ها و کاش همین یک بار چشمانت به من ختم می شد *** حالا سردم شد درست مثل دستانت صدای بوق ماشین ها کرم می کند تو می لرزی روزنامه عرق می کند *** ارام باش من فقط کمی عاشق تر از قبلم صفحه ی حوادث را بسوزان تا هر سه گرم شویم من و دستانت |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط الهام نداف
|
|
||