تبليغاتX
لکه هایی از بارانک - سفسطه!
این شانه های زخمی باران نیاز دارد...

سلام

همیشه دوست داشتم احساسم رابا یک گو نی در بسته از واژه های غریب درون خودم دفن و بعد با نگاهم تقدیم کنم...

اما حالا سکوت عزیزتر است خیلی عزیزتر از همه ی همیشه ها

می خندم

به دوست

که صرف می شود

با فعلی از داشتن ها

و مکثی بر شخص اول مفرد ها

و با علامت سوالی

 که نشسته بر شانه های مفردترین شخص سوم

گریه می کنم

برای تمام مصدر ها

برای تمام دوست داشتن ها

 

نوشته شده توسط الهام نداف در ساعت 23:19 | لینک  |