چهارشنبه یازدهم شهریور 1388
گفتم که لبت...گفت:لبم؟نه،اصلاً!
گفتم دهنت...گفت:زهی!نه،عمراً!
گفتم دهنت بوی بدی...گفت:خفه!
من وقت ندارم،بوسه موسه بعداً!
پ.ن:با تشکر از حافظ و دار و دسته اش که در این رباعی چیزی از برادری کم نگذاشتند.
نوشته شده توسط الهام نداف در ساعت 18:46 | لینک
|
